دیگه زود به زود میام
سلام نورچشمم پسرم خوبی خوشی سلامتی دوستان وبلاگی من چطورن ببخشید که دیر اومدم اما حالا که اومدم با دست پر اومدم. اول از همه روز مرد رو به پدر عزیزتر ازجانم وشوهر فداکار ومهربانم ومرد کوچک خونمون سامان خان ومردای کوچک و بزرگ وبلاگی تبریک می گم. ببخشید که الان تبریک می گم وقتی می خواستم این پست تبریک روز مرد رو بذارم،تو کوچه مون برای گازکانال کشی می کردن (به قول مامان امیر علی داریم با کلاس می شیم دیگه) که می زنه وسیم تلفن رو با بیل مکانیکی قطع می کنن یه هفته ای طول کشید تا این خرابکاریها رو درست کنن بازم جای شکرش باقییه ما که فکرمی کردیم بیشتر از این ...
نویسنده :
مامان وحیده
2:07








